خدایا سکوتم را میشنوی | ||
|
روی بام خانه ی همسایه مینشیند . چه راحت پرواز میکند . چقدر سبک بال و چقدر اسوده سعی میکنم پرواز کنم ولی سنگینی رخصت انرا نمیدهد ، سنگینی ام به خاطر وزنم نیست گویا که جاذبه ی زمین بی تاثیر است . سنگینی ام را سخت احساس میکنم . سنگینی گناهم هرگز ارام نمیگیرند .
اگر انسانها سبک بودند بدون شک قادر به پرواز بودند . مگر پیامبر نبود که چه اسان و چه سبک پرواز کرد و به معراج رفت .
شانه هایم را تکان میدهم . گناهانم را سبک سنگین میکنم ، پیشتر از انیست ک حتی به من اجازه ی پریدن دهند
از پرواز صرف نظر میکنم شاید توبه دستانم رو سبک کند
نظرات شما عزیزان:
خیلی قشنگ نوشتی!
می دونی پستات اینقدر قشنگه که جایی واسه اظهار نظر نمی مونه!فقط می تونم بگم خیلی قشنگه!! ![]() |
|
[قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] |